تبليغاتX
برهوت کویر
غم نوشته های فرزندی از کویر
 

درود بر شما دوستان عزیز وبزرگوار،بابت نبودنم  در این چند مدت از شما عذرخواهی میکنم

لازم میدانم یک نکته بسیار مهم را خدمت شما دوستان متدکر شوم وان این است اگر دوستانی

لازم دیدند نکته ای را متذکر شوند از ادرس ایمیلی که در وبلاگ هست استفاده نکنند وبجای ان

دیدگا هاشان در بخش نظرات بگذارند .قابل ذکر است ادرس ایمیل فعلی بدلایل لو رفتن پسوردش

قابل اعتبار نیست ( امان از دست بعضی ها) بزودی ادرس ایمیل جدید را در وبلاگ خواهم گذاشت

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 22:24  توسط فریاد  | 

بهار نو امد بر سرزمین خسته وبی تابمان

بهار سبز وسرخ که یاد اور سالی غمگین وسخت

سالی بود پر از انتقام ونفرت وکینه وکشتار در

سرزمینی که خود روزگاری مهد تمئن ودموکراسی بود

لحظات پر اضطراب وسختی بود برا ازادیخواه هان

امیدوارم بهار نو همه زردی ها را با خود ببرد و

سر سبزی وشادی اش برای همیشه ماندگار شود

پیشایش نوروز باستانی واغاز فصل طراوت شادمانی

را بر همه ایرانیان جهان فارغ از هر اندیشه و مرام مسلک

تبریک عرض می کنم وامیدوارم درسال جدید سال

رهایی مردم ایران از قید استبداد ورسیدن به ازادی باشد

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 16:37  توسط فریاد  | 

 از اوایل انقلاب بهمن 57 داستان شروع شد داستان شب تلخ وسیاه و راهی طولانی،

رهبر سابق بنیاد گرایان عواطفی انقلابی داشت که با همین عواطف موجب بروز

جریان های خشن وتندرو شد که حال ابتکار عمل را در جمهوری اسلامی به طور

کامل در دست گرفته وپیشاپیش با رفتارشان موجب در باتلاق فرورفتن هر بیشتر

نظام کنونی میشوند.

از اوایل انقلاب گروهای مختلفی با اندیشه های اقایون همراه نبودند نه تنها مورد

بی مهری واقع نشدند بلکه سعی وتلاش برای حذف انها داشتند که کشتارها دهه

شصت دال بر همین ادعاست که هنوز تعداد دقیقی از اعدام شدگان در دست نیست

برخی ها معتقدند که جنگ هشت ساله که موجب کشته شدن بهترین ولایق ترین

فرزندان وطن شد به عنوان عاملی در کند شدن ودر واقع مانعی برای پیشبرد

اهداف این گروه یاد می کنند که با ان اتفاق به طور موقت برنامه هاشان عقب افتاد

حال این سوال مطرح هست که با حذف این همه منتقذ چیزی عاید جمهوری اسلامی

شده است؟چه چیزی؟

به اعتقاد بنده نه تنها چیزی نصیب اقایون نشده بلکه هر بیشتر موجب ار بین رفتن

جمهوری اسلامی را منجرشده که بخش بزرگی که حال با قاطعیت میشود از ان به

عنوان اکثریت جامعه در نظر گرفت از نظام کنونی واوضاع واحوال جامعه ناراضی اند

واین خود سبب بروز مشکلاتی خواهد شد که قدرتمندترین حکومت ها را در طول تاریخ

به زانو در اورده وموجب از بین رفتن انها شده است.

حال سخن ما این است که درطی 32 سال اخیر کشتارها، ترورها، اعدام ها وحق کشی ها

ی بسیاراتفاق افتاده وحتی دایره این ظلمها به کسانی که خود روزگاری بخشی از قدرت

را در دست داشته اند موجب شده است وداد انها  را در اورده است

سران اصلاحات که روزگاری از نزدیکترین اشخاص به خمینی بودند حال به منفورترین

چهره ها نزد حاکمان تبدیل شده وگروه های فشار بر سر حذف انها با هم دیگر پیمان بسته

اند

میرحسین موسوی 8 سال در زمان خمینی به عنوان نخست وزیر محبوب رهبر وقت

جمهوری اسلامی  بود ه ومهدی کروبی که به تعبیری یارغار وفردمورد اعتماد خاص

خمینی بوده حال انها به جرم براندازی نظام به اسارت گرفته شده اند وروزهاست از

سرنوشت انها خبری موثق در دست نیست

سخن این جاست در طول 32 سال چه چیزی عاید حاکمان جمهوری ار حذف مخالفین

شده که باز این رویه نامبارک را ادامه داده ور وز به روز بر تعداد مخالفینشان افزوده

واز تعداد موافقینشان کاسته میشود

به گفته برخی اربابان قدرت که موسوی عامل سیا وموساد هست جای تعجب دارد

حال به خوبی میشود احساس کرد که در جریان کودتایی عقلانیت به کلی نابود گشته

حال در مقابل، این سوال مطرح هست شما که معتقد بودیدخمینی با نگاه به هر چیزی

پی به باطن ان میبرد پس چه جوری 8 سال عامل سیا در کنارش بودو.......

جای بسی تاسف هست که ما خودمون وانقدکوچک کردیم که برای قدرت، مخالفین خودمون

حذف می کنیم ما از اربابان قدرت قاطعانه میخواهیم که میرحسین موسوی که یار صادق

مردم شریف ایران زمین ومهدی کروبی ان شیخ شجاع ودلیر را ازاد کنید که به نفعتان

هست وگرنه نه ادامه این راه به پرتگاهی سخت ووحشتناک منتهی خواهد شد

در پایان امیدوارم که حاکمیت هر چه زودتر به سر عقل بیایاد واین روند نامبارک را

تمام کند واختیار را برای برگزیدن دست ملت بدهد تاما شاهد ایرانی ازاد واباد باشیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 9:48  توسط فریاد  | 

اگر نگاهی به تحولات اخیر در جهان وبخصوص منطقه بیاندازیم به یقین شاهد تحولاتی

عظیم وعمیق خواهیم بود که این روزها در حال اتفاق افتادن هست تحولاتی که نتیجه اش

سالها بعد خودش را نشان خواهد داد که من این جا ان را به عاقبت کار تعبیر کرده ام

در جهان عرب شاهد ازادی خواهی وبرابری نسل جوانی هستیم که دیگر انها از حکومت

های پادشاهی وموروثی نه تنها خسته نشده اند بلکه ان را توهینی به شعور نسل جدید میدانند

که با انها به مثابه عصر حجر رفتار می شود ودر این تغیر بازار هرملتی سعی می کند که

از دیگر ملتها  عقب نیفتد البته تا اینجاش خیلی خوب وقابل تحسین هست برای نسل نو ا

اندیش ومبتکر،اما سخن من بعد از این هست که سمت وسوی این تغیرات به کجاست که

ادمی را به تفکر وا می دارد تغییراتی که بعضا همرا با هزینه های بسیار سنگینی مانند

تغییرات در کشور لیبی همرا ه است اما ترس ما اتفاقات بعد از این تغییرات است که باید

مواظب بود عده ای فرصت طلب با سوء استفاده، معادلات را به نفع خودتغییرندهند

همانطور که میدانیم این اتفاقات در کشور عزیزمان ایران اتفاق افتاد وما هنوز که هنوز

است چوبش را و صد البته در این اواخر چماقش را برسروتن مان می خوریم، ملت ها باید

هوشیار باشند وبه این گروها که در وقت مبارزه مثل موش در سوراخشون قایم میشوند و

وقتی همه چیز اماده شد به صحنه می ایند وبا مکر وفریب انقلاب های نسل جوان را

قبضه می کنند اجازه این چنین کاری ندهند وهمین ها هستند بعدها خود دیکتاتورهای بی

رحم اینده تبدیل میشوند که در واقع وضعیت جامعه را بدتر از قبل می کنند

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 8:53  توسط فریاد  | 

شبی سیاه و زمستانی طولانیست

این سهم مردمان ما از بیداریست

سربازان چکمه پوش ولایی

خدایی محبوس ومحدود و جباری

سقف ظلمها شد اوار برسری

کز نیرنگ وفسون فقیه لا ابا لی

دیدگان زسیل اشکها دریای خون

کمرها خمیده دست ها بی نون

سوی ما کی گمان برد این همه جفا

سینه ما شرحه شرحه ز یاد وفا

قلب ها ارزومند ستارو باقرها

ان همه شد تیره وکدرزظلم ظالمها

ای دوست در دل دارم بسی یادگارها

اما یاد یعقوب بود سوگوارها

سرزمینم خسته از جفاها

ازظلم ضالم زنام خداها

شد نام او لکه دار ننک ها

شرمسارم که گویم در کویش زین فسادها

شرابی نوشم زپی این درد وغم ها

تا شاید مرحمی باشد زدرد فریادها

همرزمم بیا دست بزار بر قلبم جانا

که فریاد داغ دیده گوید با تو رازها

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 16:50  توسط فریاد  | 

 

به تو می اندیشم، به تو می نگرم ، در پس این ویران خانه تورا نجوا می کنم چه بی تاب واندوهناک

تورا فریاد می زنم،پاهایم سست ودستانم لرزان می شود ازاین همه ویرانی از این همه استبداد،نگران

ومضطرب چشمانم کم سو ولبانم خشک،چه برسرت اورده اند با تو چه ها کردنداین فرزندا ناخلاف،

حال تو شده ای ویرانه ای کویری ومن بی اشیانه وپا در هوا،ان دیوان سیه دل وان روباهان حیله گر

وفریب کار،باتوچه کردند که امروز قلب تو خسته وشکسته است،این جا دیگر کویری خشک وبی علف

بیایانی برهوت است با نام خدا فرزندان نجیبت را زدند وبردند وکشتند وبسیاری را هم در قفس انداختند،

تام زیبای تورا که با کوروش پاک عجین بود بریدند ودریدند وانداختند در سیه چالها، وچه دردناک و

وحشتناک خدا را به مشتی سیم وزر فروختند به تاراج بردند ان همه شکوه وعظمتت را،

کتابها را سوختند سرها را بریدند چشمان را کور وگوشها را کر ودهان ها را دوختند ،ان همه کوشیدند

تا نیست شویی زردو پژمرده ونحیف شوی اما ندانستند ونفهمیدند ان بی خردان که این جا سرزمین پاک و

اهورایی کورش است این جا خاکش کیمیاست که هرگز با بریدن وسوختن وکشتند ازبین نخواهد

رفت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 15:29  توسط فریاد  | 

زین پس سکوتی خواهم کرد ،سکوتی سنگین تر از فریاد

دل بریدم زهمه چیزو همه کس

بسان درویشی عزلت گزین بدورازهمه هیاهو، بدور از این شهر غریب

کوه،دشت ودریا،من اشیان خودرا، این سه برگزیدم وبه ان همه پشت کردم

حال خسته شدم

خسته از این شهر غریب

دیگر طاقت زیستن نیست

زکسی گله ای ندارم ودم فرو بستم از ناله

چشمانم کور وگوشهایم کرشد

دیگه نه خواهم دید ونه خواهم شنید

نمیدان زین تدصمیمم چه بگویم اما گاه گاهی عرق شرم برجبینم روانه می شود

وقتی به یاد ادواردسعید ان نابغه نخبگان قرن می افتم

که چنان سخت بر یقه ام چسبیده ومرا رها نمی کند

مرا بسیار گران اید وسخت ازارم میدهد

با خشم تمام خطابم می کند که زدرویش نشینی دست کشم وسوی گود ایم

نه نه استاد دیگر طاقت امدن نیست

خاکستر شد ان همه عشق وشوق وامید برای تغییر

مغموم ورنجیده خاطرز کنارم می رود وان طرفتر فریاد میزند که ای فریاد بالاخره یک روز خواهی امد

ان طرفتراستاد وپیرو مرشدم را می بینم که زان دوردست ها  بر بالای کوهی بس بلند وبزرگ ایستاده

انگشتانش سوی من هدف گرفته پاهایم سست وقلبم می لرزد

نمیدانم چه کنم

نمیدانم سوی کدامین کلیسا ومسجد روم

نه نه ای دوست این دو جای من نیست

یاد گار عیسی ومحمد دیگه جا ی من نیست

جای بتان خودخواه وخود پرستیست که از ان روز چشم به هستی گشودم عهد کردم که دیگر سوی ان دو نروم

ان دو جای گله های بی شبان هایی هستند چون گرگ درنده وچون روباه مکار وحیله گر

اری همین کوه کنار اشیان جدم جای من است که به صد کلیسا ومسجد ندهمش

تو بیا با من ای رفیق هم عهد باش تابرکنیم بساط این دو

تا شودگیتی فارغ زاین وان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 7:26  توسط فریاد  | 

شعری بسیار زیبا از استاد عبدالمجید گوادری

نامبرده از شاعران بنام بلوچ در کشور پاکستان می باشد وبخاطر شعرهای زیبایش در وصف بلوچستان شهرتی خاص دارد که برخی وی را شاعر وطن خطاب میکنند

 

دل گشیت بند نوکین پربندی

گل زمین ء دل ء تب ء نازین

په وتی جنت ء وتی حاک ء

تاسپین زندء بازی ء باهین

بلی ایرهت انت مروچی سوبانی

دیر نه انت وشیانی سر آمین

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 12:58  توسط فریاد  | 

 

 عید قربان بر همه آزادگان جهان مبارک باد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 22:45  توسط فریاد  | 

اگرسراسر تاریخ کهن بلوچستان را ورق بزنیم درمیابیم که ملت بلوچ همواره مورد بی مهری حاکمان وقت قرار گرفته وظلمها وستم های بسیاری با عناوین مختلف بر انها روا داشته شده و هیچ یک از انها از خودشون نپرسیده که دردشان چیست ،چرا انها اینچنین ناراحت ومغموم و پریشانند،همه حاکمان تلاش کردند که چشم بر واقعیت ها ودردها ورنجهای بلوچستان ببنند، نمیدانم این چه رازیست؟ اما به یقین برایمون هویدا واشکار شده که درتاریخ انسانیت کمتر قومی را می توان یافت که بر تن هایشان اینچنین خستگی وبر قلب ها این چنین نا امیدی و بر سیمایشان این چنین معصومیت ومظلومیتی  موج میزند

اکنون بر من وتو بلوچ واجب است که خواستهای خویش را روشن بیان کنیم که  بهانه ای برای صاحبان قدرت برای ادامه ظلمها وستم هایشان وجود نداشته باشد

لازم میدانم این نکته رو عرض کنم که در این بین نقش روشنفکران ودانشگاهیان بلوچ بسیار سنگین تر وخطیرتر از سایر گروهاست که همت وشجاعتی خرج داده که بنوبسند وبنوسیند که چون  تاریخمان کمتر مکتوب ومستند می باشد

در این جا بنده فقط شمه ای از خواستهای ملت بلوچ را بیان میکنم اما به یقین حرفها وسخنان بسیارزیادی  هست که باید گفته ونوشته شود واز همه دوستان تقاضا مندم که اونچه که میدانند برای اضافه کردن این مطلب در قسمت نطرات مارو بهرمند نمایند

1-حقوق برابر با دیگر اقوام موجوددر وطن(کمتر گروه ونژادی در کشورمان می توان یافت که به مثل ملت بلوچ این چنین در وطن غریبند،در واقع به انها به چشم یک غیرایرانی نگریسته می شود )

2-اجازه یافتن تدریس زبان بلوچی در مدارس ودانشگاه ها(مدتها قبل بنده با یکی از نمایندگان سابق مجلس شورای اسلامی در این زمینه مفصلا گفتگویی داشتم که اون عزیز فرمودند من در زمانی که مجلس بودم این مسله رو خیلی شدید پی گیری نومدم که در نهایت شورای امنیت ملی بدلیل این که ممکنه این طرح باعث خدشه دار شدن هویت ملی بشه اونو رو رد کردند.واقع جای تاسف هست این چه هویت ملی هست که با تدریس زبان مادریمون از بین بره.)

3-اجازه حضور در نیروهای نظامی وانتظامی( دوستان تاریخ بلوچستان قبل از انقلاب رو مشاهده کنند که نتیجه اعتماد دولت مرکزی باعث بوجود امدن افرادی مانند سرلشکر خلبان محمد امین  میر مرادزهی شد که در جبهه جنگ علیه صدام جنایتکار چه فداکاریهایی که نکرد،از این دست افراد زیادند اما متاسفانه جمهوری اسلامی نه تنها این امکان رو از ملت بلوچ گرفت بلکه بیشترین  ضرر متوجه خودش شد.متخصان سان شناس به خوبی میدانند که یکی از توانایی های فوق العاده ژنتیکی بلوچها قدرت جنگاوریست، که بع یقین در بین هر نیرویی باشند سرامد اونها خواهند شد)

4-اجازه حضور در پست های کلان مدیرتی در سطح کشور(در اوایل انقلاب یه سری اتفاقات خوش افتاد مانند انتخاب رییس دانشگاه واستاندار از بین بلوچها ولی به مرور زمان فضا تنگتر شد تا جایی که ما شاهدیم که حتی یه رییس اداره که بلوچ باشد براشون تحملش ناممکنه)

5-سرمایه گذاری زیربنایی باتوجه به توانایی های منحصر به فرد هریک از مناطق بلوچستان( مشهور هست بلوچستان یعنی هند کوچک.از زاهدان گرفته تا قعر دریا یعنی چابهار همیشه شاداب ،توانایی های متفاوتی می توان یافت که ادمیزاد به تعجب میفته این همه توانایی ها در یک منطقه نادره

6-حذف نگاه امیتی از بلوچ وبلوچستان( اگه یه نفر از یه جای دیگه بیاد احساس میکنه قدم در یک پادگان نظامی گذاشته، این واقعا جای تاسف هست اخه شما چه دشمنی وکینه ای ازملت مظلوم بلوچ دارید که اینچنین انهارو به حصار کشیده اید

7-دستگیری ومجازات عاملین ترورهای کورعلیه ملت بلوچ ( افراد زیادی با توجه به کینه ای که از بلوچها  داشتند سبب ظلمهای بسیار شدند که دولت مرکزی موظف به مجازات اونهاست)

8-ازادی فرزندان بلوچکه  به جرم های واهی در زندانند

9-ازادی کامل در انجام امور مذهبی ،سیاسی واجتماعی ( شواهد گوناگونی به خصوص در این چند سال اخیرنشان دهنده وضع بسیار خراب موجود جَامعه بلوچستان هست

  -اجازه انتشار کتب به زبان بلوچی ویا کتابها یی که صراحتا مسایل ومشکلات بلوچستان را ریشه یابی میکنند

11-اجازه فعالیت های حزبی

 

12-و.....

توضیح:بنده نوشته ها ومقالات متعددی در مورد بلوچستان دارم اما با توجه نوع نوشته ها ترجیح میدهم انها رو در این وبلاگ  منتشر نکنم وموکول به یه زمان ووبلاگ دیگه کردم.بنا به در خواست یه دوست ناشناس که برام کامنت گذاشته بود که در مورد بلوچستان بنویسم دست به قلم شدم واین خطوط شکسته وناتوان بر قلم جاری شد ببخشید اگه ناتوان و نارساست

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 20:30  توسط فریاد  |